با سلام.
شاید این پست یکی از آخرین پست های من و یا آخرین پستم در وب باشه. در این مدت دوستان زیادی پیدا کردم، دکتر مزیدی، نوید، سعید، حامد و حسام، محمد، افشین و …. بسیاری دیگر از بزرگان که امیدوارم نگفتن اسم اون ها رو دلیل بر بی ادبی من نزارن. از تک تک این بزرگان چیز های بزرگی یاد گرفتم و در کنارشون لحظات به یاد ماندنی رو گذروندم. با نوید و حامد سر پروژه فایر فاکس فارسی، با سعید و گپ های روزانه به یاد ماندنی، با محمد سر وبلاگ گرافیکیمون ( همین جا من ارادت خاصمو بهش عرض میکنم )، با حسام سر جشن انتخاب برترین وبلاگ های سال، با افشین سر اون ادبیات طنزگونش و با دکتر مزیدی سر پست های بی نظیرش. با اساتید بزرگی در سایتها و وبلاگ های مختلف و هم چنین در جلسات آی تی نویس ها آشنا شدم که کوچیک همشون هم هستم.
میدونم من اصلا نوشتن بلد نیستم و پستام آن چنان ارزش خوندن ندارن ولی جا داره از همه اون هایی که تو این مدت من رو تحمل کردن و با راهنمایی ها و تشویقاشون منو جلو بردن تشکری ویژه بکنم. چون هر چی دارم اول از الطاف الهی و دوم از پدر و مادر ( خانواده ) و سوم از شما دوستان بزرگوار دارم.
خیلی نوشتم. از سال 82 مینویسم و هنوز هم نوشتن رو دوست دارم، ولی … . نمیدونم خدا قسمت میکنه دیگه بتونم بنویسم یا نه، ولی اینو بدونین که هیچ وقت چیزی رو که یاد داشتم و در توانم بوده از نوشتنش و مطرح کردنش دریغ نکردم.
آرزوهای بزرگی داشتم و دارم، که از جمله اون ها میتونم اشاره به اتمام رسوندن پروژه فایرفاکس فارسی و همانگی و اتحاد بین آی تی نویسان و ایجاد انجمن آی تی نویسان ایران.
نوید عزیز در اینجا، اینجا و حامد عزیز هم در اینجا به قدر کافی در مورد پروژه فایر فاکس فارسی توضیح دادن. من در واقع کار زیادی انجام ندادم، و بیشتر کار ها روی دوش حامد و نوید بودش. ولی دوست دارم که همین جا لوگوهای نهایی سه سایت “ ” ، “ ” و “ ” رو که طراحی کردم تقدیم به نوید و حامد و همه کاربران فایر فاکس کنم.

طراحی های دیگه ای هم برای پرشین فایر فاکس داشتم مثل کاغذ های دیواری ، یا بنرهای تبلیغاتی که میتونید در اینجا و اینجا مشاهده کنید.
دل کندن از از دنیای وب با این همه دوست و رفیق، کار خیلی سختیه، ولی چاره ای نیست. به دلیل یه سری مشکلات، شاید نتونم چند وقتی یا شاید هم برا همیشه در خدمتتون باشم.
بیشتر از این سرتون رو درد نمیارم. آرزوی موفقیت و سربلندی و شادکامی برای همتون دارم. ما رو هم از دعای خیرتون دریغ نکنید. خداحافظ همین حالا … .
با تشکر : مهدی پورعبادی – 22/6/86


سپتامبر 13, 2007 در t 11:23 ق.ظ
من هم خیلی خوشحال شدم از آشنایی باهات ، خیلی مشتی بودی
طرح هات هم محشره
این رو هم یادت باشه که فید بلاگت همیشه تو گوگل ریدر قلبون باقی میمونه به امید روزی که دوباره برگردی
سپتامبر 13, 2007 در t 11:26 ق.ظ
آخه پسر چرا؟ ما تازه داشتیم با هم کار می کردیم. اشکال نداره همه مشکل دارن منم همین طور شاید کمتر وب بیام درسا مهمترن. ولی دو تا خاطره رو فراموش نمی کنم یکی اون جشن وبلاگ های ایران و دیگری او کنفرانس سه نفره با حامد که چقدر خندیدیم. امیدوارم موفق باشی. واقعا تو گرافیک یکی مخصوصا با فایرفاکس! تازه علاقه پیدا کرده بودم به گرافیک . تازه داشتم کاراشو انجام می دادم. می خواستم که ازت یک دنیا یاد بگیرم و … مهدی جان مارو حلال کن هر خوبی و هر بدی داشتیم. یا علی. خداحافظ
سپتامبر 13, 2007 در t 12:22 ب.ظ
من نمیخوام بری !
….. فقط یادت باشه رفیق نیمه راه بودی .همین .خداحافظ
سپتامبر 13, 2007 در t 1:54 ب.ظ
من این مرحله رو تجربه کردم و برگشتم، انشاءالله تو هم برمیگردی.
ولی حیف شد که میری.
سپتامبر 13, 2007 در t 6:39 ب.ظ
می تونم یه سوالی بپرسم چرا داری می ری و دیگه نمی نویسی جداً خیلی ناراحت شدم
سپتامبر 13, 2007 در t 6:48 ب.ظ
ممنون مهدی جان. شرمنده کردی
من هم خیلی خوشحالم که بالاخره به یکی از آرزوی های بزرگت رسیدی
امیدوارم همیشه همینجور با موفقیت پیش بری
سپتامبر 14, 2007 در t 6:28 ق.ظ
من مطمئنم که بر میگردی ، و امیدوارم وقتی دوباره اومدی بیشتر در زمینه گرافیک فعالیت کنی حیف که کارهای زیبات رو به ما نشون ندی
نرو تو هم مثل اون نمیتونی دووم بیاری ….. نرو
سپتامبر 14, 2007 در t 7:32 ق.ظ
سلام خوبی
میگم پس کجا می خوای بری
ترکمون نکن
بای ………..
نرو
سپتامبر 14, 2007 در t 7:33 ق.ظ
من با اینکه تازه وارد این بحث ها(وبلاگ نویسی و وبلاگ نویس ها) شده بودم همیشه پست هاتون رو از طریق فید دنبال میکردم.این پست رو که دیدم واقعا شکه شدم.آخه چرا…
سپتامبر 14, 2007 در t 9:05 ق.ظ
اميدوارم مشكلات زودتر حل بشه و برگردي من و بچه ها همين جا منتظرتون مي مونيم
سپتامبر 14, 2007 در t 9:36 ق.ظ
سلام
آخه چرا؟! مگه میشه؟!! آدمی به علاقه مندی و قدرت شما که نباید راحت بذاره و بره…. خداحافظی نکن… لاقاقل هر چند روز بیا نه حتما راجع به ای تی .. راجع به آب و هوا و عمومی حرف بزن.. خیلی حیفه که 4 ساله بری….
سپتامبر 14, 2007 در t 9:38 ق.ظ
نصییحت بزرگترانه!!!!!!!!!!!!!!!!: هیچ موقع از هیچ چیز و هیچ کی خداحافظی نکن……به هر دلیلی…. هر جاییی……
سپتامبر 14, 2007 در t 1:10 ب.ظ
مهدی عزیز سلام
در چند هفته اخیر بار ها برات پی ام گذاشتم ولی انگار خبری ازت نیست. باید باهات صبحت کنم.
منتظرتما
موفق باشی
سپتامبر 15, 2007 در t 3:50 ق.ظ
سلام
آقا مهدی دمت گرم هر جا که بودی تحویلت داشتیم(خودمون خبر نداشتیم)
ولی خودمونیم ها i love you زیاد داری☻
در ضمن آقا مهدی از اخلاق تون تو این مدت نه چندان زیاد خوشم اومد ئاقعا که خوش برخوردین
اگه مشکلتون دانشگاه ست که ان شاء الله بیشتر بشه!!
خلاصه دمت گرم
یا علی
سپتامبر 15, 2007 در t 9:58 ق.ظ
فقط میشه گفت حیف……
سپتامبر 18, 2007 در t 9:34 ق.ظ
غلط كردي…
مگه دست خودته كه ميخواي بري؟ هان؟
سپتامبر 19, 2007 در t 8:59 ق.ظ
دوست عزیزم
خداحافظی چرا؟
ممکن است موقتا بی حوصله شده باشی که این حالت به خیلیها دست میدهد ولی حیف است رها کردن وبلاگنویسی را. به نظر من نوشتن آنهم در وب نشانه ای از قدرت فکری است و حیف است متوقف شود. اگر هم موقتا حال و حوصله نداری، اشکال ندارد چند وقتی ننویسی تا تجدید قوا کنی ولی فکر خداحافظی همیشگی را از سرت بیرون کن. منتظر نوشته های بعدی شما هستیم. وبلاگنویسی یک فرصت نیک است که نباید آن را از دست داد. حضرت علی علیه السلام میفرماید: فرصتها چون ابر در گذرند، فرصتهای نیک را غنیمت شمرید. سالم و موفق باشید و هرگز کسل نشوید انشاءالله
سپتامبر 23, 2007 در t 9:11 ق.ظ
متاسف شدم بابت این پست. اما با توجه به حرفاتون و اینکه چند سالی هست که می نویسین می تونم مطمئن باشم باز هم بر می گردین. حالا شاید در وبلاگی دیگر. بدونین که منتظر اون روز هستیم. از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت می کنم.
سپتامبر 25, 2007 در t 11:54 ق.ظ
سلام…
تمام روز هایم بوی دلتنگی میدهد/فقط از خدا باید شعر بخواهم/شعری که در آن “ای کاش” نباشد.
منتظرم.
سپتامبر 26, 2007 در t 8:11 ب.ظ
دلمون تنگید. اگه جای دیگه یی شروع کردی بگد به ما هم
سپتامبر 26, 2007 در t 10:31 ب.ظ
سلام
خوب من هم کم نظر می دم هم کم می نویسم ولی همیشه و هروز خواننده ثابت تو بودم شاید دوستت نبودم اما دوستت داشم،خیلی از بچه هیا وب نویس تو این چند سال وب نویسیه من رفتنو بر نگشتن بعضی ها هم برگشتن،ولی رفتن تو برام خیلی ناراحت کننده انگار جزئی از وجودمو از دست دادم چون با تو توی همین مدت کم یکه ورد پرس بودی انس گرفته بودم!
حتی بنر قبلی بلاگمو مثل تو در اورده بودم چون ناخواسته کشیده شده بودم طرفت!
فقط می گم برگرد دوست خوب !
سپتامبر 26, 2007 در t 10:32 ب.ظ
امید وارم بیائی زودتر و بگی سلام همین حالا تا همیشه!
سپتامبر 27, 2007 در t 5:06 ب.ظ
سلام مهدی جان
یه در خواستی از شما داشتم شاید پرروئی باشه !
می خواستم اگه دوست داری و مایلین یه لوگو برای من طراحی کنید که لوگو ندارم طراحی هم که خوب، بلد نیست یعنی سلیق ندارم این لطف رو برام می کنید؟
سپتامبر 27, 2007 در t 6:45 ب.ظ
سلام
وبلاگ پر محتوای داری
درود
اکتبر 11, 2007 در t 8:11 ق.ظ
سلام
وبلاگ خوبي دارين اگر با تبادل لينك موافقين يه سري هم به ما بزن لطفا.
اکتبر 21, 2007 در t 7:07 ق.ظ
قیلطر شکن پرسرعت!!!
http://javad33.wordpress.com/2007/10/21/قیلطر-شکن-پرسرعت/
اکتبر 30, 2007 در t 5:58 ب.ظ
سلام
کجایی؟
امروز نمیدونم من گم و گور شدم یا تو
می خوامت
نوامبر 10, 2007 در t 5:08 ب.ظ
حالا بـــــــودی
پا قدم من بـــــــــــد بود
نوامبر 26, 2007 در t 9:18 ق.ظ
سلام مهدی جان

ممنون که بازم سر زدی و منو شرمنده کردی.
وبلاگ ما که دیگه از رونق افتاده. مگه تو بیایی و یه سرو سامونی بهش بدی.
قربانت
مارس 20, 2008 در t 8:52 ب.ظ
[...] من در دومین روز از سال ۸۷ هستش. خوب شاید بعضی از دوستان پست خداحافظیمو توی وبلاگ آی تی کلیک به یاد داشته باشن. ولی [...]